![]() |
![]() |
|
| من:"به دادخواهی تمام فصول برخاسته ام" |
|
"جنایتکار : گونه ی جانی ، گونه ی انسانی نیرومند است که تحت شرایط نامطلوب به سر می برد : انسان نیرومندی که بیمارش کرده اند."
"...بیایید به این نکته توجه کنیم که زیانی که افراد و جامعه از جنایتکار می بینند ، درست مانند زیانی است که از بیمار می بینند : بیمار نگرانی و نا خرسندی ساطع می کند ؛ انان درآمدی تولید نمی کنند و درآمدهای دیگران را مصرف می کنند ؛ به پرستار ، پزشک و سرگرمی نیاز دارند؛ و به وقت و انرژی انسانهای تندرست زنده اند. با این وجود ، اکنون هر کس که بخواهد به این دلایل از بیمار انتقام بگیرد ،حیوان نامیده می شود . شکی نیست که این عمل در گذشته صورت می گرفت؛ در مراحل اولیه ی تمدن و حتی امروزه ، در میان برخی اقوام وحشی ، با بیماران در واقع مانند جنایتکاران رفتار می شود ، در قالب خطری برای اجتماع و منزلگاه موجودی اهریمنی که در پی ارتکاب عملی گناه آلود ، وارد آنها شده اشت؛ هر بیماری ، انسانی گناهکار است و آیا ما نباید برای دیدگاهی متضاد به اندازه ی کافی پخته باشیم ؟ آیا نباید بتوانیم بگوییم : هر فرد "گناهکاری " بیمار است ؟ نه ، ساعت آن هنوز فرا نرسیده است ، هنوز پزشکی برای آن نداریم ، پیش از هر چیز ، فردی را که تا کنون در نزد ما اخلاق عملی نامیده شده ، برایش به هنر و علم درمان تبدیل شده است ، هنوز گرسنگی برای چنین موضوعاتی وجود ندارد ، اما روزی می تواند به صورتی پدیدار شود که با آن طوفان و فشار روحی بیقراری های قدیمی دینی تفاوت چندانی نداشته باشد ؛ هنوز کلیساها در دست ارتقا دهندگان تندرستی نیستند، هنوز، آموزش جسم و رژیم غذایی از تعهدات هیچ مکتب پست تر و عالی تری نیست ؛ هنوز هیچ تشکیلات آرامی وجود ندارد که از کسانی تشکیل شده باشند که این وظیفه ی مشترک را پذیرفته باشند که کمک به دادگاهها و مجازات و انتقام جویی علیه بدکاران را نفی کند؛ هنوز هیچ اندیشمندی شهامت نداشته که تندرستی جامعه و افراد را به شمار انگل هایی بسنجد که این جامعه و افراد می توانند تحمل کنند ..." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 10:5 توسط |
|
|
بعضی واژه ها بسیار مقدس اند و باید پشت ویترین بمانند تا خدایی ناکرده خش بر ندارند ،این را من نمی گویم از تراوشات ذهن" آقایان" است ! یکی از این واژه ها " جمهوری اسلامی " است ، اگر به جای جمهوری بگوییم " نظام " و یا "رژیم " و به جای اسلامی بگوییم دیکتاتوری بس بسیار گناه کرده ایم .جدیدا نام شهردار اسبق تهران " محمود احمدی نژاد به لیست مقدسات این خشکان مقدس اضافه شده و اگر کسی بگوید محمود خان 4تا هاپو دارد...باید مجازات شود ! به چه مجازات شود ؟ به هر چه که آقایان مذکور دلشان بخواهد و این است اوضاع نظامی که قانون ندارد! ... دارد اما به درد منو و شما نمی خورد ! به ددرد چه کسانی می خورد؟ به درد مزدورانی که می خواهند به اعمال پست خود - مثلا نهی از منکر هایشان - لباس بپوشانند و چه از لباس قانون ؟! همین " قانون" هم از آن واژه های ویترینی است که اگر بگوییم گزاف است و تو جیه ناصواب و بانی تبعیض ، برچسب های آماده به تنمان خواهد چسبید . شمارش مابقی خدایان بماند با خودتان ، من بنا به دلایلی که خوب می دانید مطلب را ناتمام با چند سطر نوشته ی زیر به ته خط می رسانم . آمده ام که برای مردن اجازه بگیرم که بی اجازه آب هم نمی شود خورد مگر به شرط چوبه ی دارکه خودم دیدم گوسپندی را تشنه سر بریدند و هیچ کس ندید جوی خونی که جاری بود ! بیچاره مردم شهر که با داس زهر آلوده ی عبا پوشی کور شدند و بیچاره من که با بیداری ام تنها مانده ام و خودم نمی دانم چرا ؟! تنها می دانم ماندن در دشت سبزی که تریاکش مست کرده ، دردی ست بس سوزناک و من اکنون با تنی آلودی درد، غرق در نگاهی عبث به دری که هرگز گشوده نخواهد شد،با دستی شکسته و بی پروا به خون خواهی نسلی مرده ، آماده آمده ام … |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم آذر 1386ساعت 10:11 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
استناد می ورزم به ماده نوزدهم قانون جهانی حقوق بشر و از حق خود ، برای بیان عقاید و خواسته هایم استفاده می نمایم . ماده نوزدهم _ هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل ان است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار ان به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی آزاد باشد . |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|